X
تبلیغات
کلهرستان

کلهرستان
 
وبلاگی برای تمام ایرانیان

عبدالباسط محمد عبدالصمد (زاده ۱۹۲۷- درگذشته ۱۹۸۸) از قاریان بزرگ قرآن در مصر که توانایی خاص در قرائت قرآن با صوت داشت. او از چهار حافظ بزرگ قرآن در مصر به شمار می‌رود. او همچنین اولین نماینده انجمن قاریان در مصر بوده‌است.

 

زندگی

عبدالباسط محمد عبدالصمد در سال ۱۹۲۷ در روستای «المزاعزه» یکی از توابع شهر ارمنت در استان قنا در جنوب مصر به دنیا آمد. نسب خانوادگی وی از کردهای مهاجری میباشد که به هنگام لشکر کشیهای صلاح الدین ایوبی به همراه وی به تعدادکثیری از ترکیه به مصر مهاجرت کردند. پدرش عبدالصمد یکی از مدرّسین حفظ و تجوید قرآن کریم بود. عبدالباسط در ۶ سالگی به مکتب القران در ارمنت رفت. در ۱۰ سالگی حافظ کل قرآن شد. پس از اینکه عبدالباسط به سن ۱۲ سالگی رسید از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصاً از جانب اصفون المطاعنه دعوت‌هایی به سوی او روانه شد، چراکه گواهی استاد سلیم که به عبدالباسط اعطا شده بود نقطه اطمینان همه مردم بود.

 

او در سال ۱۹۵۰ در مراسمی که بر پا شده بود رفت. در آن مجلس یکی از نزدیکان عبدالباسط از مسئولین مجلس اجازه خواست تا او ۱۰ دقیقه‌ای را به تلاوت بپردازد. عبدالباسط آیاتی از سوره احزاب را تلاوت کرد واین تلاوت عبدالباسط ۱٫۵ ساعت ادامه پیدا کرد و بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت.

 

در سال ۱۹۵۱ عبدالباسط به رادیو مصر رفت. او پس از به دست آوردن شهرتی که در طول چند ماه بدست آورده بود به قاهره مهاجرت کرد. با ملحق شدن اوبه رادیو استقبال مردم در مصر برای خرید گیرنده‌های رادیوئی زیاد شد و در اکثر خانه‌ها گسترش یاف .

 



برچسب‌ها: عبدالباسط, کلهرستان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 توسط امیررضا گودرزی


ناصر رزازی (1334 فرزندصالح ) خواننده، شاعر و نویسنده کردستان ایران است. او یکی از مشهورترین و محبوبترین خوانندگان تاریخ کرد به شمار می آید.

 

او در در یک خانواده فقیر و تنگدست در محله کانی کمیز سنندج زاده شد ولی بیشتر زندگی خود را در خارج از ایران و در کشورهایسوئد و عراق گذراند.

 

به عراق رفت . بعد از آن با نا آرام شدن عراق به اروپا رفت اما فعالیت هنری خود را ادامه داد و حتی به فعالیت فرهنگی هم پرداخت و پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین دوباره به عراق بازگشت.ناصر دو فرزند پسر به نامهای ماردین و کاردو یک دختر به نام دلنیا دارد. دلنیا رزازی دختر ناصر رزازی نیز همانند پدر و مادرش در این عرصه مشغول فعالیت هنری می باشد.مرضیه فریقی همسر او نیز در تابستان ۲۰۰۴ در یک سانحه پزشکی درگذشت.

 

ناصر یکی از استادان بزرگ موسیقی کردی به شمار می رود. وی علاوه بر خوانندگی در نگارش و ادبیات کردی مهارت بسیار زیادی دارد. به عقیده وی موسیقی تنها از طریق دانشگاه ها و مدارس آموخته نمی‌شود؛ بلکه سرو کار موسیقی با دل و احساس آدمی است. او در انتخاب شعر بسیار نازک بین است و در بیشتر اشعارش مربوط به خودش است. او از خوانندگان پیشین و حاضری هم چون حسن زیرک، مظهر خالقی و عثمان هورامی تقلید نموده است.

 

ناصر رزازی علاوه بر کار خوانندگی به تدریس زبان کردی و ترجمه و تألیف نیز می پر


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 توسط امیررضا گودرزی


امیر عباس هویدا


یکی از نخست‌وزیران ایران در زمان حکومت محمد رضا پهلوی بود. وی ۱۳ سال نخست وزیر بود و ریاست دولت در ایران را بر عهده داشت که این طولانی ترین ریاست بر دولت در طول تاریخ ایرانبوده‌است.

 

زندگی‌نامه

وی در سال ۱۲۹۸ ه. ش متولد شد. پدرش حبیب الله عین الملک سالها سفیر ایران در لبنان و عربستان و دیگر کشورهای عربی بود که در حجاز و لبنان و اردن می‌زیست.[۲] مادرش بانو سرداری دختر ادیب السلطنه و نتیجه عزت الدوله (خواهر ناصرالدین شاه) از صلبیحیی خان مشیرالدوله بود.

امیر عباس و برادر کوچک‌ترش فریدون به اقتضای شغل پدر در لبنان رشد و نمو یافتند و در مدرسه فرانسوی بیروت تحصیل کردند و امیرعباس در اواخر تحصیل در دوره دبیرستان به اروپا رفت و سالها در انگلستان و بلژیک و فرانسه زندگی و تحصیل کرد. او پس از اتمام تحصیلات خود در رشته علوم سیاسی از دانشگاه آزاد بروکسل به ایران بازگشت و با توجه به سوابق پدرش عین‌الملک هویدا، رشته تحصیلی و تسلط او به زبان‌های عربی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی و آشنایی با یک دو زبان اروپایی دیگر، در وزارت امور خارجه ایرانمشغول به کار شد.

هویدا از طریق آشنایی با عبدالله انتظام و دوستی با حسنعلی منصور پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و در دولت منصور به وزارت دارایی منصوب شد. پس از ترور منصور توسط گروه فداییان اسلام، وی توسط محمدرضا پهلوی به عنوان نخست وزیر ایران منصوب شد و ۱۳ سال در این پست ماند. امیرعباس هویدا چندی پس از مرگ منصور با خواهرزن او لیلا نظام‌الدین امامی که نوه دختری حسن وثوق(وثوق الدوله) بود، ازدواج کرد ولی این ازدواج در اوج اقتدار وی به طلاق انجامید. ولی دوستی او و همسرش تا پایان عمر هویدا پابرجا بود.

در سال ۱۳۴۴ امیرعباس هویدا که در آن زمان رئیس دولت بود، استعفای خود را به محمدرضا پهلوی ابلاغ کرد و بار دیگر مأمور تشکیل دولت شد.

 



برچسب‌ها: هویدا, امیرعباس هویدا, کلهر, امیررضا گودرزی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 توسط امیررضا گودرزی
13 فروردین روز طبیعت و از تعطیلات رسمی در تقویم کشور ما است و مردم در این روز که آخرین روز جشن عید نوروز است، به دشت و صحرا می‌روند و در کنار خانواده این روز را به شادی سپری می‌کنند. 
 
بیرون رفتن از خانه در روز سیزدهم فروردین و آن روز را بـه شـادی و تفـریـح گذراندن از رسوم دیـریـن ایـرانـیان اسـت و پس از گذشت سال‌ها از این سنت قدیمی، همچنان مردم آن را حفظ کرده و سعی می‌کنند که در کنار سبزه و آب و گیاهان، این روز را به خوبی بگذرانند و در یاد و خاطره آنها ثبت شود. 
 
در زمان‌های گذشته روز 13 را روز نحس می‌دانستند و برای دوری از این نحسی به بیرون می‌رفتند و این روز را در صحرا و دشت سپری می‌کردند، تا از بدیمنی آن‌ در امان باشند، ولی امروزه این روز را روز انس با طبیعیت می‌دانند و مردم سعی می‌کنند که همه در این روز دور هم جمع شوند و با شادی و تفریحآن را پشت سر بگذارند. 
 
مردم بروجرد همانند سایر مردم ایران در روز 13فروردین بیرون می‌روند و سعی می کنند که خوش آب و هواترین منطقه را برای آن در نظر بگیرند. 
 
بروجرد به دلیل آب و هوای مناسب دارای مناطق زیادی در روز 13 فروردین است و بروجردی‌ها برای این روز به‌همراه  خانواده و فامیل برنامه‌ریزی می‌کنند و به دشت و صحرا می‌روند و معمولا به منطقه ونایی و یا گلدشت که از سرسبزترین مناطق بروجرد است، می‌روند. 
 

برچسب‌ها: سیزده بدر

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 توسط امیررضا گودرزی
نوروز و آیین‌های باشکوه آن، مسیری سه‌هزارساله‌ و پرپیچ‌وخم را پیموده تا به ما رسیده است. «نوروز» کهنسال‌ترین آیین ملی در جهان است که جاودانه مانده و یکی از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرین‌های جنوبی) است.

آیین‌های برگزاری این جشن بزرگ در عصر حاضر با سه‌هزارسال پیش، تفاوت چندانی نکرده و به همین دلیل، عامل وحدت فرهنگی ساکنان ایران‌زمین به شمار می‌رود که آن را در هر گوشه از جهان که باشند، یکسان برگزار می‌کنند و بزرگ می‌دارند و به همین دلیل است که اندیشمندان، «نوروز» را مظهر پایدار هویت و ناسیونالیسم ایرانی خوانده‌اند. در قرن نوزدهم، ایران‌زمین بر اثر توطئه‌های استعمارگران اروپایی تجزیه شده، اما فرهنگ مشترک و مدنیت غنی قوم ایرانی باقی مانده و نوروز همچنان روز ملی همه مردمی است که از کوه‌های پامیر و بدخشان تا انتهای کوه‌های کردستان سوریه و از قفقاز تا درّه سِند و منطقه خلیج‌فارس سکونت دارند و در گوشه‌وکنار جهان زندگی می‌کنند. 



برچسب‌ها: نوروز, آیین ملی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه یکم فروردین 1393 توسط امیررضا گودرزی

مقدمه

روز 22 بهمن 57 نیز روز نجات ملت ایران از چنگال طاغوتیان زمان، روز آشکار شدن نعمت بزرگ الهی; یعنی، استقلال و آزادی بود.

این مسلم است که هر ملتی تا از وابستگی ها نجات پیدا نکند و از چنگال اسارت و استثمار آزاد نشود، نمی تواند نبوغ و استعداد خود را آشکار سازد و در راه «الله » که راه مبارزه با هر گونه شرک و ظلم و بیدادگری است، گام نهد.

 

یادآوری 22 بهمن

یادآوری یوم الله 22 بهمن; یعنی، یادآوری رشادت ها و فداکاری ها و شهادت طلبی های ملتی منسجم و خداجوی و پیرو ولایت و رهبری که با ایثار خون خود ثابت کرد که «خون بر شمشیر و حق بر باطل پیروز است.» یادآوری 22 بهمن; یعنی، یادآوری تجلی حکومت الله در روی زمین، روزی که برنده ترین سلاح معنوی; یعنی، ایمان، پیروزی آفرید

روزی که کلمه توحید در وحدت کلمه به دست آمد و در نتیجه اعتصام به «حبل الله » رژیم ستمشاهی دوهزار و پانصد ساله طاغوتیان به زباله دانی تاریخ سپرده شد و ثابت کرد آوای «الله اکبر» از رگبار «مسلسل » قوی تر و نیرومندتر است.

22 بهمن به ما آموخت که در مبارزه با دشمنان اسلام، فقط باید بر خدا تکیه داشت گرچه دست از سلاح تهی باشد. و وابستگی به شرق و غرب هرچند به سلاح های مدرن مجهز باشند، در برابر نیروی هماهنگ مردمی که با سلاح ایمان مبارزه می کنند، بی اثر است


برچسب‌ها: 22بهمن, یوم الله, کلهرستان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط امیررضا گودرزی
                                                                 وفایی در روزنامه قانون نوشت:
                                                                                                                                     برخی از رسانه‌هایی که در چند سال گذشته کلا معتقد بودند چیزی نشده و کسی نمرده و سرویس‌های جاسوسی رسانه‌های بیگانه در داخل کشور مشغول سیاه‌نمایی هستند، چند ماهی است افشاگر شده‌اند و غم گرفتاری‌های مردم را می‌خورند. مثلا در همین قضیه توزیع سبد کالا گزارش داده‌اند که تاکنون سه نفر جان خود را از دست داده‌اند. طبق اخبار منتشر شده یک پیرمرد 60 ساله در هشترود در حالی که چند متر از صف توزیع کالا فاصله داشته به دلیل عارضه قلبی از دنیا رفته است. یک جوان هشترودی هم وقتی از طریق پیامک مطلع شد سبد کالا به او تعلق نمی‌گیرد سکته کرد و قبل از رسیدن به بیمارستان دار فانی را وداع گفت. خلاصه اینکه توزیع سبد کالا جان هموطنان عزیز ما را به شدت به خطر انداخته و آمار مرگ و میر را چند برابر کرده است.

- در جاده زابل به زاهدان یک مینی بوس به همراه 32 مسافرش واژگون شد. به گفته تنها بازمانده این حادثه راننده در حالی که سوت می‌زد قصد داشت از چای سبد کالایی‌اش برای خودش دم کند که کنترل ماشین را از دست داد و...

- در ممسنی سفلی یک مرد متدین در حالی که سبد کالایی‌اش را دریافت کرده بود و به خانه بازمی‌گشت، ناگهان جان باخت. وی پس از سقوط یکی از تخم‌مرغ‌هایش خم شد تا آن را بردارد اما ناگهان صدای پاره شدن شلوارش را شنید. لذا جهت حفظ آبرو به سرعت کمر راست کرد اما متاسفانه روی برف سر خورد و سرش به لب جدول اصابت کرد.

- تعدادی از هموطنان شیرازی پس از مصرف مرغ موجود در سبد کالایی به شدت مسموم شدند و از دنیا رفتند. در دستگاه گوارش اکثر این افراد نایلون‌های بسته‌بندی مرغ پیدا شده است.

- در دشت مغان جوانی که مشغول باز کردن جعبه پنیر سبد کالایی بود جهت جلوگیری از اسراف مقداری از پنیر که روی چاقو باقی‌ مانده بود را به سمت دهانش برد اما چاقو در حلق وی گیر کرد و در دم جانش را ستاند.

- در منطقه قیطریه تهران یک نفر در اثر تصادف با اتوبوس جان باخت. پلیس پس از تحقیقات اولیه اعلام کرد پیامکی در تلفن همراه این فرد پیدا کرده که در آن نوشته شده: «سبد کالایی به شما تعلق می‌گیرد.»

- در عجب‌شیر، پیرزنی که کالاهایش را تحویل گرفته بود با مسئولان فروشگاه بر سر اینکه چرا بر خلاف اعلام قبلی کالاها سبد ندارند و در کیسه نایلون تحویل داده می‌شوند درگیر شد و دو فروشنده را خفه کرد.

- طبق گزارش وزارت بهداشت و درمان در چند ماه گذشته 1235 نفر در شمال شرقی کشور بر اثر کمبود مواد پروتئینی از بین رفته‌اند. این در حالیست که اگر سبد کالا سریع‌تر توزیع می‌شد و آنها کمی از پنیر و تخم مرغ موجود در سبد را می‌خوردند هرگز این اتفاق رخ نمی‌داد. تحقیقات در رابطه با آن پیرمردی که گفته شد با فاصله نسبت به صف توزیع کالا فوت کرده همچنان ادامه دارد. گویا وی هر روز صبح برای خرید نان به آن منطقه مراجعه می‌کرده اما آن روز پس از مشاهده صف به گمان اینکه این همه آدم در صف نان ایستاده‌اند دچار هیجان شده و دعوت حق را لبیک گفته است. 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 توسط امیررضا گودرزی

مقدمه:

شهرستان گیلانغرب از توابع استان کرمانشاه با جمعیت 70 هزار نفر که بیشتر آن در روستا و مناطق عشایر نشین سکونت دارند ومرکز آن شهرگیلانغرب است و بیشترین معادن قیر طبیعی ایران در گیلانغرب است.شغل اصلی مردم گیلانغرب به خاطر موقعیت خاص آب وهوایی منطقه و همچنین زمین های حاصل خیز کشاورزی و دامداری است.

 


موقعیت جغرافیایی:

شهرستان گیلانغرب در غرب استان کرمانشاه بین 33درجه و49دقیقه تا 34درجه و28دقیقه عرض شمالی و45درجه و51دقیقه تا 46درجه و 37 دقیقه طول شرقی نسبت بع نصف النهارگرینویچ واقع شده است و این شهرستان از شمال به شهرستان های سرپل ذهاب و قصرشیرین از جنوب به شهرستان ایوانغرب واز شرق به شهرستان اسلام آباد غرب واز غرب بهشهرستان قصرشیرین محدود است ارتفاع این سهرستان 800متر از سطح دریا می باشد و فاصله گیلانغرب تا تهران 700کیلو متر تا مرکز استان 140 کیلومتر تا شهرستان اسلام آباد 90 کیلومتر تا شهرستان قصرشیرین52 کیلومتر تا شهرستان سرپل ذهاب 50 کیلومتر تا مرکز استان ایلام120 کیلومتر می باشد.

      


پیشینه های تاریخی :

بنابر اظهار نظر بزرگان از اواخر دوره قاجار این منطقه دارای تجمع و سکونت بوده است تا قبل از سال1362 به صورت بخشی مستقل از توابع شهرستان اسلام آبادغرب بوده و در این سال به دلیل ویژگیهای

سیاسی و اجتماعی به شهرستان ارتقاء یافت و شهرستان گیلانغرب تا ابتدای حکومت رضا خان پهلوی مرکزشهر امله بوده امله به معنای تجمع می باشد که عشایران دراین منطقه جمع می شدند که بعدا آب سراب محل تجمع وفعالیت مخصوصا کشاورزی درآمد و این شهرستان با شهرستان ایوانغرب از لحاظ فرهنگ مردم شباهت بیشتری دارد که پس از بازدید رضاخان پهلوی از این منطقه به دلیل وجود رودخانه و همچنین چشمه های فراوان و سرسبزی این منطقه دستو داد نام آن را به گیلانغرب تغییر دهند .در شهر گیلانغرب آثار باستانی از دل خاک بیرون آوردهاند که به نظر میرسد مطلق به دوره ساسانیان است.

 

  

طوایف ایل کلهر:

1-     سیاه سیاه 2- روته وند 3- پیرگه 4- رشید پور 5- باپیر 6- برگه 7- رجو 8- صالگه 9- صید محمد

10- عبدالمحمدی 11- مغیره 12- علیرضاوندی 13- شیرگه 14- چوپان کاره 15- فرضی 16- غلامی

17- وارگه 18- زرگوش 19- صیادیان 20-قوچه ای 21- صالح گیلانی 22- کرگاه 23- کریمیان

24- جلوگر 25- رمضانی 26- باسکله 27- قلعه رمن 28- گیلانی.

سلسله مراتب قدرت در ایل کلهر:

1- رئیس ایل        2- رئیس طایفه            3- کدخدا   ریش سفید             4- رئیس خانواده

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم دی 1392 توسط امیررضا گودرزی
تعطیلی پنج‌شنبه مدارس سرانجام پس از دو سال لغو شد تا با تصمیم وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم دانش‌آموزان باز هم همانند گذشته شش روز تحصیلی در هفته داشته باشند.

به گزارش ایسنا، طرح تعطیلی پنجشنبه مدارس که از همان ابتدا با تردیدهای بسیاری روبرو بود، از سال تحصیلی 90-89 با تصمیم حاجی‌بابایی وزیر وقت در مقاطع ابتدایی اجرایی شد و علیرغم انتقادات و اعتراض‌های مجلس و کارشناسان مبنی بر غیرقانونی بودن این طرح، به سایر مقاطع نیز تسری یافت.

وزیر سابق آموزش وپرورش در آن زمان با تاکید بر اینکه «تعطیلی پنج‌شنبه‌های مدارس بر اساس و بر مدار قانون انجام شد» هدف از این تصمیم را استفاده از ظرفیت پنجشنبه‌ها برای تقویت برنامه‌های پرورشی مدارس عنوان می‌کرد؛ طرحی که به گفته حاجی‌بابایی و به استناد نتایج نظرسنجی رسانه ملی، مورد حمایت جامعه فرهنگیان و خانواده‌ها نیز قرار داشت.

و امروز با گذشت دو سال، فانی وزیر آموزش و پرورش از لغو این طرح پرحاشیه خبر می‌دهد.

فانی از همان ابتدایی که سکان آموزش و پرورش را برای دومین بار در اختیار گرفت، به برخی تصمیمات آموزش و پرورشی دولت نهم و دهم انتقاداتی داشت که تعطیلی پنجشنبه‌های مدارس از جمله آنها بود.

فانی در این باره به تجربه سایر کشورها از جمله ژاپن اشاره دارد و می‌گوید: در ژاپن مقرر شد یک روز تعطیل و به امور فوق برنامه پرداخته و به موازات آن یک ششم محتوای کتب کاسته شود، اما این امر در ایران بدون کاهش محتوای کتب درسی و تعطیلی مدارس در روز پنجشنبه انجام شد. ضمن اینکه قرار بود در روزهای پنج‌شنبه‌ برنامه‌های فوق برنامه و پرورشی در مدارس انجام شود اما هم‌اکنون عملا پنج‌شنبه‌ها مدارس تعطیل هستند.

فانی در عین حال از ارائه طرح جدیدی برای پنجشنبه‌های دانش‌آموزان خبر می‌دهد که بر اساس آن در هفته دانش‌آموزان یک روز را بدون کیف ‌و کتاب به مدرسه می‌روند و فعالیت می‌کنند. در این روز «آزاد» دانش‌آموزان به فعالیت‌های هنری و یادگیری مهارت های زندگی می‌پردازند.

وزیر آموزش و پرورش پیش از این به ایسنا گفته بود که « اگر بتوانیم از شش روز هفته یک روز را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که دانش آموزان با خودشان به مدرسه «کتاب» نبرند و به فعالیت‌های فوق برنامه از جمله هنر، ورزش و مهارتهای زندگی بپردازند، می‌توان تعطیلی پنج‌شنبه‌ها را مفیدتر کرد و براین اساس کمیته‌ای از بین معاونان وزارتخانه برای بررسی روشهای غیرمستقیم تربیتی انتخاب شده است تا برای یک روز دانش‌آموزان در طول هفته برنامه‌ریزی کنند. چنانچه طراحی آن به نتیجه برسد، از سال آینده به صورت آزمایشی در تعدادی از مدارس کشور اجرا خواهد شد.»

تعطیلی پنجشنبه مدارس درحالی لغو می‌شود که وزارت آموزش و پرورش تاکنون جزییات و دیگر علل شکست طرح مذکور را منتشر نکرده و اعلام نکرده است به جز دانش آموزان، برای استفاده بهینه از پتانسیل و ظرفیت فرهنگیان و اولیای مدارس چه برنامه‌هایی را درنظر گرفته است و باید منتظر ماند و دید طرح "روز بدون کیف دانش‌آموزان" در اجرا به چه سمت و سویی خواهد رفت و آیا موجب رونق فعالیت‌های پرورشی و فرهنگی در مدارس خواهد شد و یا تنها یک تغییر نامی است که نتیجه جز تعطیلی مجدد پنجشنبه‌ها نخواهد داشت.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 توسط امیررضا گودرزی

من می خواهم درباره ی داوود خان کلهربرای تان بگویم.

گیلان غرب از شهرهای استان کرمانشاه است.بیشتر مردم این شهرستان ازایل کلهرهستند.این ایل از طوایف مختلفی تشکیل شده است همانند طایفه خالدی ، سیاه سیاه کله پا و ... .

در صد سال پیش یک نفر به نام داوود خان کلهر رئیس وایل خان بزرگ در غرب کشور بود داوود خان با شجاعت وتوانایی تمام با کمک سرداران بزرگش که پدر بزر گان ما بودند توانست ایل کلهر را قدرتمند نماید.

تا آن جا که داوود خان کلهربا سپاهیان متعدد خودحتی به فکر به دست آوردن حکومت افتاد.بعد سپاهیانش را به سوی تهران سرازیر کرد .امااین خان بزرگ که تا آن زمان هیچ گاه شکست نخورده بود وهمه ی مردمان ایل کلهراو رادوست داشتند شکست خورد ودر جنگ کشته شد.

اما امروز یاد ونام او برای ما احترم است


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 توسط امیررضا گودرزی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک